خرید بک لینک
شهید ✍ واژه #شهید چیست ⁉️ ش: شهادت، شهامت، شجاعت ا: اراده، آزادی، امنیت، آرامش د: دوستدار اهل بیت، دیندار، دانا ت: توانا، تجلی عشق همه را نیمی از معنای #شهادت است .. ☘☘☘☘☘☘ #شهادت چیست که لاله زاری از پرچمش رفتند و آمدند و رفتند و نیامدند .. آری آنان عاشقانی بودند که رفتند تا ما بمانیم و رفتند تا نمانند و نماندند تا نمیرند .. ⬅️عاشقان را "عشق" فرمان میدهد .. #اللهــــم‌ارزقنــــاشهــــادتـــــ برای شادی روح شهدا #صلوات   + نوشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 20:16

چادر مشکی

 

حال ماراچادرمشکی بهترمیکند...

 

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 20:16

فرشته ها

 

 

روی زمین هم هستند...

 

 

خدا بجای بال به آنـــها 

چــادر داد

 

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 20:16

 ✘اگه مانتوی تنگ و کوتاه بپوشی و چادرتو چارتاق باز بذاری!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1400 ساعت: 18:36

تـلنگــــرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: سه شنبه 2 شهريور 1400 ساعت: 3:18

خاطرات شهدااز شهدا الگو بگیریم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: سه شنبه 2 شهريور 1400 ساعت: 3:18

#چهل_سالگی_انقلاب دلا مژده نهضت چهل ساله شد قیـام جماعت چهل سالـه شد قیـامی که روح اللهش بود امـام بـه تبیین امت چهل سالـه شد قیامی که با خدعه همـراه نیست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 10:09

ڪلامشهـید❤️

هر نوع

وابستگی

مؤمن را

از وصولِ بــہ حق

باز میدارد ...

شهیدمرتضیآوینی

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 10:09

فاطمه جان، سنگ ها بر سوگ تو ندبه می خوانند؛ در غروبی که شاخه ات را شکسته بودند. امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی حدیث حضور او، خاموش است. ... علی، شبانه یاس می کارد! شبانه، داغ دلش را به چاه می گوید؛ اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید. دوباره بغض حسن با حسین می گیرد. و جای خالیِ مادر به خانه می پیچد. کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 19:02

من یک دخترم از نوع چادری اش من خودم و خدایم را قبول دارم و این برایم از همه ی دنیا باارزشتر است

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 19:02

میگویند مدافعان حرم به خاطر پول میروند هیچ کس نیست به اینها بگوید : بابا نداشتن دو میلیارد تومان هم نمی ارزه . آنهایی که پدر ندارند میفهمند بی پدری چیست، چقدر بی پدری سخت است. تو تا بی پدری نکشی. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: جمعه 28 دی 1397 ساعت: 2:00

خواهرم بی حجابی فرهنگ کسانی است که در پس

کوره های هوس غروب کرده اند

وچه غروب غم انگیزی

پس تو پوشش دین را برگزین تا در حجابهای تاریک نفس

غروب نکنی

برچسب: نگاه ناپاک, نویسنده: هستی مرادی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 0:36

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم.... من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است.... آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم... آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود... من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم... آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند... من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم... آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ... من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم... آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ... من وقتی چادامه مطلب

برچسب: آنان چفیه داشتند من چادر دارم, نویسنده: هستی مرادی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 0:36

چادر من !!!! توبا من بزرگ شدی!با لحظه های زندگیم همراه بودیـ با من زیر باران ماندی و خیس شدیـ با من قد کشیدیـ تغییر کردیـ با من زیر آفتاب گرمت شد .. رنگ مشکی ات زیر نور آفتاب رنگ باخت تا رنگ از زندگی ام نبازد تو با من بزرگ شدیـ .. گاهی چادرم خاکی می شودچادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شودـ ..از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود !از حرف های سیاه خاکی می شود !گاهی چادرم را خودم خاکی می کنم!چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنمـتا سنگینی نگاه ها را پاک کنمـ ..ادامه مطلب

برچسب: من و چادر مشکیم, نویسنده: هستی مرادی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 0:36

دخترک با ناز به خدا گفت : چطور زیبا می آفرینی ام !!!!و انتظار داری خود را برای همگان زیبانكنم؟ خدا گفت:زیبای من ! تو را فقط برای خودم آفریدم !!! دخترك، پشت چشمی نازك كرد و گفت:خدا كه بخل نمی ورزد، بگذار آزاد باشم خدا چادر را به دخترك هدیه داد.دخترك با بغض گفت:با این؟ اینطور كه محدودترم. اصلا می خواهی زندانی ام كنی؟یعنی اسیر این چادر مشكی شوم ؟؟؟؟ خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد... هر چیز قیمتی را كه در دسترس همه نمی گذارند. تو جواهری . دخترك با غم گفت: آخر...آخر، آنوقت دیگر كسی مرا دوست نخواهد داشت. نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 0:36

صفحه بندی